شعر فصل تازه

شعر فصل تازه

| جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۷:۰۹
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان

 

فصل تازه

حکایت نیست
باران نیست
تگرگی نیست
( هوا بس ناجوانمردانه طوفانی است )
و غوغایی درون شب ز چشمانم
همی گشتم ز دور شهر ایمانم
بیا باران بارانم
بیا من رعد برق آسای پنهانم
کنام شعر شیرانم
دماوندم
دمادم از تو می‌خوانم
خداوندِ جهانِ عشق پنهانم
مغیلانم
ز درد و ماتم و زاری دنیا خواندم و دستم گرفتی یار پنهانم
شبانگاهان ویرانم
صدایت می‌زنم در دل
صدایت می‌زنم در سر
کجایی ای شروع تازه‌ی قلبم
و مبهم باشد این دوری و رنجوری
تکاپو را ببین ای نازنین سرو بلند بالا
تو باشی آن گل شب‌بو
که شب تا سحر در خاطرم باشد
و من در خاطرت باشم
که آن خاطر ز خاطرخواهی‌ِ ما باشد انگاری
اگر بد بودم و طوفانی و رنجیده‌ای از من
ببخشا ای طلوع مهر پر معنا

#مهدی_زاد

http://tarcan.ir/?p=1089
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • مدیر سایت : بله عزیز بیاید پیوی @tarcann...
  • آیرن : منم میشه متن بفرستم؟ میذارین؟ ایدیم در روبیکا @Death_eater1998...
  • آیرن : خیلی عالی بود! واقعا خوشم اومد😻...
  • mhdse : تبریک میگم بهت بهترین رفیق دنیا انشاءالله کتاب شعرت رو با امضای خودت بخونیم برات...
  • سارا طاهرخانی : متشکرم واقعا لطف داری گل بانو جان...
  • Asieh : قشنگترین رفیق شفیق شاعر دنیا.... آرزوی بهترین هارو دارم برات عزیزترینم.... به ام...
  • نازنین ستاری : ممنون عزیزم چشم حتما🌹🙏🏻❤️...
  • محمد بهاری : باعرض سلام خیلی برایم جذاب بود این دلنوشه نشان ازاین دارد که نویسنده آینده ی موف...
  • آوا : عالییییی بووووود...
  • Sara : ممنونم عزیزم...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده