عصا های رقصان

عصا های رقصان

| شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۰:۲۳
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان


گوشه ای از دامنم را در حصار دستان لرزانم به تنگنا در می‌آورم.
هراسان صورتم را به گردش وا می‌دارم و برای هزارومین بار از حباب تیره چشمانم که سّد نگاهم را در بر دارد عاصی می‌شوم.
هق هقی سر می‌دهم و بی تامل می‌دوم بی آنکه به مسیر راه بیاندیشم، راهی بی مقصد را در پیش می‌گیرم؛ دستان عاجزم را جلوتر از جسم بی روحم به حرکت در می‌آورم، زبان وامانده ام گویی قفل کرده است.
تابش مستقیم خورشید آه از نهادم بلند می‌کند و با نگاهش دهن کجی به اقبال بدم می‌کند.
می‌دوم دنبال صدای خنده کودکی که سرش از جنگ وا نمی‌شود.
پلک های خیسم را محکم بر روی هم می‌گذارم تا چشمان بی سویم را در بر گیرد، در راه سیاه پیش می‌روم….
صدای شلیک گلوله ها هر لحظه واضح تر می‌شود و این منه حیران را سرگردان تر می‌سازد‌ خنده کودک ناخوداگاه به جیغ های پی در پی تبدیل می‌شود و نمی‌دانم چه قدرتیست که برق آسا به پاهایم سرازیر می‌شود و سوزشش را آرام می‌سازد، بی مهابا می‌دوم صدای شلیک ها نزدیک تر می‌شود و حس کردنش راحت تر. دست به حرکت درآمده ام روی جسمی لرزان می‌نشیند کودک معصوم از ترس می‌لرزد، لبخند مستانه ای سر می‌دهم که به درازا نمی‌کشد…
صدای شلیک گلوله از مقابل گوشم می‌گذرد، بی‌درنگ کودک گریان را در حصار دستانم زندانی می‌کنم.
خودم را به دست گلوله می‌سپارم و کودک سالم را به دست تقدیر!
فشار خون را روی پیشانی‌ام حس می‌کنم، نمی‌دانم چه رنگیست اما هر چه که هست سوز سرمایش جان را می‌گیرد. چشمانم را آرام آرام می‌بندم چه می‌دانم شاید در آن دنیا چشمی برای دیدن باشد.
دیدن رنگ های روشن، نه غبار ها مشکین رنگ…

پرنیان پاکنهاد

http://tarcan.ir/?p=1110
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • مدیر سایت : بله عزیز بیاید پیوی @tarcann...
  • آیرن : منم میشه متن بفرستم؟ میذارین؟ ایدیم در روبیکا @Death_eater1998...
  • آیرن : خیلی عالی بود! واقعا خوشم اومد😻...
  • mhdse : تبریک میگم بهت بهترین رفیق دنیا انشاءالله کتاب شعرت رو با امضای خودت بخونیم برات...
  • سارا طاهرخانی : متشکرم واقعا لطف داری گل بانو جان...
  • Asieh : قشنگترین رفیق شفیق شاعر دنیا.... آرزوی بهترین هارو دارم برات عزیزترینم.... به ام...
  • نازنین ستاری : ممنون عزیزم چشم حتما🌹🙏🏻❤️...
  • محمد بهاری : باعرض سلام خیلی برایم جذاب بود این دلنوشه نشان ازاین دارد که نویسنده آینده ی موف...
  • آوا : عالییییی بووووود...
  • Sara : ممنونم عزیزم...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده