دانلود رمان

دانلود رمان

| جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۰
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان
  • پنج‌شنبه, 16 جولای 2020
  • 2:46 ب.ظ
  • دوبله

سکانس اول و دوم انیمیشن زوتوپیا، کاری از بخش گویندگی و دوبله انجمن ترکان❤

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سکانس اول و دوم💞

سکانس سوم و چهارم💞

 

🐞سکانس اول و دوم

نام دوبلوران:

 آقای صادق عرب در نقش پدر جودی در کودکیش💞

خانم مهدیه فرج زاده در نقش مادر جودی در کودکیش💞

خانم هدیه ایزدی در نقش کودکی جودی💞

آقای محمد نیک پور در نقش: پدر جودی در بزرگ سالی💞

آقای صادق عرب در نقش: روباه💕

خانم فاطمه حکیمی در نقش: ببه ای💕

آقای یاسین ایشانی در نقش: سَمور💞

🐞سکانس سوم و چهارم

نام دوبلوران:

آقای محمد نیک پور در نقش: پدر جودی در بزرگ سالی🌻

خانم مهدیه پرویزی در نقش: مادر جودی در بزرگ سالی🌻

خانم فاطمه حکیمی در نقش: بزرگ سالی جودی🌻

آقای صادق عرب در نقش: رئیس بوگو🌻

مدیر دوبلاژ انجمن: فاطمه حکیمی🌸🍃

 

 

  • 71 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 143 views
  • ۵ نظر

نام داستان: شبِ سیه

نام نویسنده: زهرا.ن

روی جدول های سیاه و سفید به یاد کودکی هایش راه می رفت، کودکی هایی که پدر دست او را می گرفت که مباد زانوهایش زخمی شود؛ ولی او حالا قلبش را زخمی کرده بود. قلبی که هنوز هم عاشقانه برای او می تپید.

چشمانش را بست و در دل اشک ریخت برای کفش های پاره اش، برای برادری که مشتاقانه منتظر خریدهای عید بود، برای مادری که تنش در گور می پوسید، برای درد پاهای مادربزرگ، برای پدری که سه ماه خبری از او نبود.

و او همچنان اشک می ریخت برای دردهایی که بیشتر از تحمل وجود چهارده ساله اش بود.

چه کسی بود که دم از امید می زد؛ دم از “سپیدی پس از سیاهی شب”

کجا بود تا ببیند شب های این دختر سه ماه است که سپید نشده است.

خسته بود، خسته از پیاده روی چند ساعته …

همانجا روی همان جدول های خاطره انگیز نشست؛ آه کشید و تنش لرزید از سرمای استخوان سوز اواخر اسفند.

اشک در چشمان اش حلقه زد و خیره شد به دخترانی که برای پدران خود دلبری می کردنند، او برای که دلبری می کرد….

برای مرد صاحب خانه که همیشه طلب اجاره ی عقب افتاده می کرد یا برای قصاب محله که شاکی بود از چوب خط های پرشده.

کاش بود…

کاش بود و می دید که دخترکش در شب های طولانی زمستان با کلاه و دستکش می خوابد..

کاش بود تا حداقل گرمای وجودش تسلی دهد دل فرزندانش را‌.

سرش را از روی پاهای خسته اش بلند کرد و به عمو نوروزی که صدای اش در تمام چهار راه پیچیده بود زل زد.

می خواند و می رقصید و پول می گرفت.

مطمئناً او هم پدر بود، پدری که برای رضایت فرزندانش خودش را مضحکه خاص و عام کرده است.

صورت خود را سیاه کرده که مباد صورت فرزندانش از شرم سرخ شود‌.

پدر او باید اینجا می بود و می دید که چگونه صورت دخترکش سرخ است از شرم.

شرم از برادری که از او هدیه سال نو خواسته است.

اما دستان دختر خالی بود. خالی از پول،خالی از عشق و سرشار از شرمساری.

با سبز شدن چراغ مرد قرمز پوش آمد و کنار دخترک نشست و شروع کرد به صحبت کردن.

اشک از چشمان دخترک بر روی گونه هایش غلطید و دستانش لرزید، قلبش لرزید و تمام وجودش لرزید از آن تن صدا و از آن چشمان آشنا..

و اشک صورت اش را شست و قلبش را از کینه ها..

دخترک دستان مرد قرمز پوش را گرفت و زل زد به صورت سیاه اش و چشمان سیاه تر اش که برق اشک آن ها را ستاره باران کرده بود‌.

خم شد و آرام آن دستان مهربان را بوسید و اندیشید:

“او فداکارترین پدر دنیاست”

 

#اسما_مومنی #رهایم_نکن

 

 

رمان رهایم نکن قصه ی عشق دختری به اسم رهاست!

دختری ساده که نمی تونه به پسر مورد علاقه اش بگه دوستش داره، ولی در جریان دوستی رها با دختری به اسم سوگند، مسیر زندگیش عوض می شه و یه جورایی نا خواسته در کنار پسر مورد علاقه اش قرار می گیره.

داستان رها، از نوع داستان های همکاری با پلیسه اما با محتوای متفاوت و اتفاق های هیجانی و جذاب!

انجمن رمان نویسی ترکان💞

 

 

مجرم عاشق

❄️خلاصه رمان❄️
تانیا راستاد، دختر بیست و پنج ساله ای که بعد کشته شدن پدر و مادرش، در بیست سالگی قید زندگی را می زند؛ بعد پنج سال به خود می آید و آتش انتقام در دلش شعله ور می شود و تصمیم به گرفتن انتقام می گیرد. او برای گرفتن انتقام نیازمند یک باند قوی است؛ پس طی یک نقشه وارد زندگی سامان موحد، سرگرد دایره مواد مخدر می شود تا بدون اینکه پلیس کوچکترین شکی به او بکند، اطلاعات لازم را بگیرد.

 

 

دختر نقاب دار

 

خلاصه: رمان دختر نقاب دار، روایتگر زندگی آنالیا محبی خلافکار و رئیس بزرگترین باند قاچاق مواد. زندگی این دختر سراسر رازه! با نفوذ سه پلیس به باند، متوجه چیز های عجیبی در مورد زندگی این دختر میشن و جالبترینش هویتشه چون هیچ کسی به اسم آنالیا محبی در هیچ کشوری نیست و هنوز هم اونا در تلاش برای شناختن این دخترن. خواندن این رمان که سراسر راز و هیجانه خالی از لطف نیست.

 

 

 

آخرین نظرات
  • Asieh : خیلی قشنگ بود عزیز دلم، منتظری شعرای دیگتم عشقم😍😍...
  • نسترن شیرازی : چرا جلد دوم و سومش نیست؟؟؟...
  • شاداب : عالی بود رمانشون موفق باشید نویسنده خوب...
  • Keyvan : سلام من برنامه نویس اندروید هستم میتونم رمان های شما رو در قالب یک نرم افزار اند...
  • m.a : آفرین بر همکاران عزیز💜 کارتون فوق العاده بود💜💜💜...
  • saba : عااااالی بود😍😍موفق باشید❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤...
  • سید احمد : عالی کارتون بینظیره...
  • دریا : صدای مادر جودی تو کودکیش ی جوریه اصلا بهش نمیاد...
  • Afsoongar : 👌👌👌👌...
  • سمیره : سلام دانلودش نمیکنم وقتی اسم نویسنده را دیدم ،با خودم گفتم مثل رمان گاهی عشق از...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده