داستان دنیای تلخی ها

داستان دنیای تلخی ها

| چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ | ۱۴:۳۵
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان

دنیای تلخی‌ها

آرام گوشه‌ای می‌نشینم و به آنها نگاه می‌کنم؛ آن فرشته‌هایی که بی‌دغدغه و آرام مشغول بازی هستند.
برخی شر پر سر و صدا و برخی‌ آرام؛ بعضی از آنها در پی گرفتن هم می‌دوند و برخی دیگر در پی سبقت گرفتن از هم در مسابقه دو هستند.
چقدر شیرین است کودکی…
راستی! اگر کودکی شیرین بود پس چرا بارها آرزو می‌کردیم بزرگ شویم؟ درحالی که دنیای آدم بزرگ‌ها پر از مشغله و درد و سختی است.
دنیای آدم بزرگ‌ها پر از حرف های ناگفته است؛ پر از اشک‌های نریخته از سر غرور و پر از دردهای‌ پنهان‌است.
دنیای انسان‌های بزرگسال‌ پر از طعنه و کنایه و تیکه‌است…
در آن هیاهوی آن طفل‌ها صدای دختر بچه‌ای به گوشم رسید؛ نگاهم ناخودآگاه به سمتش کشیده شد.
عروسک کوچکش را به خود فشار داد و با همان لحن شیرین کودکانه‌اش رو به پدرش گفت:
– بابایی، من کی بزرگ میشم؟
پدرش خنده آرامی کرد و گفت:
– بزرگ‌ میشی دخترم، به وقتش…
پوزخند تلخی مهمان لبانم شد؛ اگر می‌دانست در بزرگسالی چه چیزهای تلخ و شیرینی در انتظارش است هیچ‌گاه فکر بزرگ شدن را در سرش نمی‌پروراند!
آرام بلند شدم و دستانم را درون جیبم فرو کردم و همانطور که قدم می‌زدم زیر لب زمزمه کردم:
– زندگی درد قشنگیست که جریان دارد…

به قلم: غریبه‌آشنا

 

https://tarcan.ir/?p=1350
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • Zzz : 👌👌👌👏👏👏...
  • خورشید : عالی و بینظیر...
  • helia : جالب و خوب بود^^...
  • Masomeh : خیلی خوب بود:)...
  • Mahoor : عالی بود:) هرچی بگم کمه واقعا محشره...
  • L M : بله منتها حتما نام نویسنده (کیانا صفرازیی) رو هم بزنید....
  • Parmida fathi : واقعا قشنگ بود ^^...
  • دلیز : سلام، تشکر از نظراتتون...
  • رامونا : سلام، عالی بود؛ امکان کپی به همراه نام نویسنده هست؟...
  • Roza : خیلییی قشنگ بود جمله های دلچسبی رو کنار هم ایجاد کرده بودید*^* بخاطر انتشار داست...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده