دلنوشته آلارم نکیر و منکر

دلنوشته آلارم نکیر و منکر

| چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۲۳:۵۹
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان

 

آلارم نکیر و منکر

می‌خواهم بخوابم؛ یک خوابِ طولانی وتک‌ نفره آرام و بی صدا مانند خواب یک مرغ‌ِ عشق وقتی که جُفت خود را از دست می‌دهد.

می‌خواهم سکوت کنم؛ یک سکوتِ بی‌انتها، مثلِ سکوتِ خوزستانِ مظلوم در برابر زالوها، زالوهایی که می‌خورند و می‌خوابند و فضا را آلوده می‌کنند.

می‌خواهم لباس سفید رنگی را تن کنم همچون لباسِ شیرین دروغ در برابر حقیقت.

راستش دوست دارم سرم را روی زمین بگذارم وصدای آلارم نکیر ومنکر مرا از خواب بیدار کند.

به قلم: حسین جنامی

 

 

 

 

 

 

https://tarcan.ir/?p=1163
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • helia : جالب و خوب بود^^...
  • Masomeh : خیلی خوب بود:)...
  • Mahoor : عالی بود:) هرچی بگم کمه واقعا محشره...
  • L M : بله منتها حتما نام نویسنده (کیانا صفرازیی) رو هم بزنید....
  • Parmida fathi : واقعا قشنگ بود ^^...
  • دلیز : سلام، تشکر از نظراتتون...
  • رامونا : سلام، عالی بود؛ امکان کپی به همراه نام نویسنده هست؟...
  • Roza : خیلییی قشنگ بود جمله های دلچسبی رو کنار هم ایجاد کرده بودید*^* بخاطر انتشار داست...
  • DWp : عالی!...
  • Mim : لطفا اگر جلد دوم خانم پرستار و دارید برام بفرستید یا بگید از کجا میتونم پیداش کن...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده