دلنوشته این بار درون نم کشیده‌ام سخن می‌گوید

دلنوشته این بار درون نم کشیده‌ام سخن می‌گوید

| شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ | ۰۹:۴۰
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان

“به نام خداوند گردان سپهر”

من ماندم.
من ماندم و خودم!
حیف شد که سایه ام نیست، اگر بود جمع مان جمع می شد، اما…
دوتایی، آن قدر ها هم بد نیست؛
من چای می ریزم، پس میزند؛
موسیقی می گذارم، صدایش را کم می کند!
از آجر های خرد شده ی درونم حرف می زنم، بلند می شود و می رود.
از شادی می گویم، پوزخند می زند!
از امید لب باز می کنم، روی بر می گرداند.
درباره ی هوای زندگی سخن می گویم…
درباره ی گل ها و ماهی ها می گویم…
و ناگهان لب باز می کند، با آسودگی خوفناک!
– چای طعم زندگی ندارد؛
– موسیقی بی دلیل پخش می شود.
– درونت نم کشیده؛ بوی نا می دهد…
– خیلی وقت است، که شادی را نمی یابم، تنها خنده ی نقاب هاست، که هر کجا یافت می شود!…
– امید را می شناسم، بارها پا به پایش رفتم، برگشتم!
– هوا… نفست را می رباید!
– باغچه ها مدت هاست که جز برگ های فسیل شده ی سال قبل چیزی ندارد؛
جنازه ی ماهی ها را زنده حساب می کنی؟!
من چیزی نمی بینم!…

نویسنده: سارا طاهرخانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

https://tarcan.ir/?p=996
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • Zzz : 👌👌👌👏👏👏...
  • خورشید : عالی و بینظیر...
  • helia : جالب و خوب بود^^...
  • Masomeh : خیلی خوب بود:)...
  • Mahoor : عالی بود:) هرچی بگم کمه واقعا محشره...
  • L M : بله منتها حتما نام نویسنده (کیانا صفرازیی) رو هم بزنید....
  • Parmida fathi : واقعا قشنگ بود ^^...
  • دلیز : سلام، تشکر از نظراتتون...
  • رامونا : سلام، عالی بود؛ امکان کپی به همراه نام نویسنده هست؟...
  • Roza : خیلییی قشنگ بود جمله های دلچسبی رو کنار هم ایجاد کرده بودید*^* بخاطر انتشار داست...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده