دلنوشته تزریق حیات

دلنوشته تزریق حیات

| چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ | ۲۲:۵۳
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان

 

 

بسمه تعالی

از کتابخانه‌ی کوچک اتاقم، دفترم را بر می‌دارم.
قلمم را از بین مدادهای دیگر آهسته بر می‌دارم، جوری که مدادهای دیگر متوجه نشوند.
دفتر و قلم را به سینه‌ام می‌چسبانم و بر روی تخته چوب‌های کف اتاقم آرام آرام قدم می‌زنم.
خود را برای نوشتنِ نامه‌ای به او آماده می‌کنم؛ نامه‌ای که شاید به دست او نرسد،
اما خب! دلم طاقت نمی‌آورد. باید تلاشم را بکنم.
صندلی را با صدای قیژی از زیر میز می‌کشم و بر روی آن می‌نشینم،دفتر و قلم را روی میز می‌گذارم، دفتر را باز می‌کنم قلم را در دستم می‌گیرم.
ساعت‌ها گذشت و هنوز چیزی ننوشته‌ام. نمی‌دانم چرا سخت است نوشتن نامه برای معشوقه!
چیزی به ذهن‌م نمی‌رسد؛ پس باید آنچه در دل‌م هست را بنویسم!
به نام خالق عشق!
به نام آنکه عشق را افرید!
به نام آنکه در من شور و شوق با تو بودن را آغاز کرد!
شنیده‌ام که می‌گویند《هر آنچه را که نمی‌توانی بر زبان بیاوری را بنویس》
نمی‌گویم در دیدار اول عاشقت شده‌ام، چون اگر بگویم دروغ گفته‌ام!
عشقت کَم کَمَ‌ به جانم افتاد‌. نمی‌دانی که عشقت با من دیوانه چه کرده است!
درست است در کنارت نیستم، اما فکرکردن به تو آرامش را به تمام سلول‌های بدن‌ می‌رساند!
عشقَت تمام گوشه‌های بدنم را فرا گرفته است!
قلبم را تحت فرمان خود قرار داده؛ مگر تو چه داری که من اینگونه دیوانه‌ات شده‌ام؟!
شاید سنم کوچک‌تر از حرف‌های است که می‌زنم، اما خب،عشق کاری به سن و سال ندارد؛ این را همه می‌دانند! به جان می‌افتد و دیوانه می‌کند.
روز و شب‌هایم را با خیال تو می‌گذرانم!
کاش بشود سرنوشت ما را باری دیگر در روبرو‌ی هم قرار دهد…!
دوستت دارم!
نامه‌ای از طرف حدیث به تو ای گل زیبایم!

به قلم: کیانا صفرزایی

https://tarcan.ir/?p=1146
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • helia : جالب و خوب بود^^...
  • Masomeh : خیلی خوب بود:)...
  • Mahoor : عالی بود:) هرچی بگم کمه واقعا محشره...
  • L M : بله منتها حتما نام نویسنده (کیانا صفرازیی) رو هم بزنید....
  • Parmida fathi : واقعا قشنگ بود ^^...
  • دلیز : سلام، تشکر از نظراتتون...
  • رامونا : سلام، عالی بود؛ امکان کپی به همراه نام نویسنده هست؟...
  • Roza : خیلییی قشنگ بود جمله های دلچسبی رو کنار هم ایجاد کرده بودید*^* بخاطر انتشار داست...
  • DWp : عالی!...
  • Mim : لطفا اگر جلد دوم خانم پرستار و دارید برام بفرستید یا بگید از کجا میتونم پیداش کن...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده