شعر

شعر

| دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰ | ۱۳:۱۲
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان
  • جمعه, 1 اکتبر 2021
  • 2:21 ب.ظ
  • شعر

 

ساقی‌شهد‌شهادت

باد در بین حرم ها می‌وزید
حال خوب در بین قلب ها می‌دوید
حال خوب سر چشمه از یاد تو بود
عرش کامل زیر پاهای تو بود
سینه ی سفید زائران تو
سرخ گشت آن لحظه ها از یاد تو
پرتو زرین بر گلدسته‌ات
می کشید دل ها را بر یک ‌طرف
در میان غش و ضعف مادران
در میان ناله‌ی آن عاشقان
می‌لرزید شانه‌ای در کنج صحن
می‌جوشید چشمه‌ای در کنج صحن
سر به زانو، می‌کرد گریه‌ها
زیر لب می‌کرد این نغمه‌ها
ای که اسبان تاختند بر پیکرت
ای که شد پاره گلوی اصغرت
ای که فریاد زدی یا ولدی
ای که افتادی ز اسب، پیش علی
ای که شد شرمنده پیش همسرش
ای که خورد تیر بر گلوی اصغرش
ای که رفتی بر سر برادرت
ای که محکم، شکسته کمرت
ای که عباس را بی دست دیده‌ای
یک دست این ور،یک آن ور دیده‌ای
ای که زجه های ما از یاد توست
می‌دانی، من تو را دارم دوست!
می‌شود سقای من هم بشوی؟
ساقی شهد شهادت بشوی؟
می‌شود من مست شوم از شهد تو؟
می‌شود بی سر شوم از حُب تو؟
می‌شود من را خریداری کنی؟
در مسیر کربلا من را همراهی کنی؟
می‌شود در خون خود غلتی زنم؟
رقص کنم، در خون خود دستی زنم؟
می‌شود من را سلیمانی کنی؟
پیکرم را راهی مشهد کنی؟
می‌شود خونم خاکی بشود؟
خون وخاک! عجب حالی بشود!

شاعر: زینب‌لاری

 

  • جمعه, 24 سپتامبر 2021
  • 12:25 ب.ظ
  • شعر

عشق حسین

گر در روضه تو اشک نریزم چه کنم؟!
گر بر غم تو غصه نگیرم چه کنم؟!
بی عشق تو اگر روزی…
در این دیار بمیرم چه کنم؟!
یک حسین است و یک عالم…
گر بر غریب عالم نمیرم چه کنم؟!
لبیک یا حسین است همیشه بر لبم…
گر با پای پیاده سمت تو علم دست نگیرم چه کنم؟!

شاعر: غریبه آشنا

  • جمعه, 24 سپتامبر 2021
  • 12:15 ب.ظ
  • شعر

راه حسین

سر به دشمن دادی تن به ذلت ندادی
در راه خدا جان دادی اما ایمان ندادی
در راه عدالت طفل شش ماهه دادی اما قرآن ندادی
در راه علی خون دادی ولی پرچم ندادی
یا حسین راه تو راه خداخواهان‌ است
یا حسین راه تو ختم، به بیت الله است
یا حسین در راه تو جان می‌دهیم بوسه بر گهواره خونین اصغر میزنیم
یا حسین در راه تو سر می‌دهیم ناله بر هفت اسمان‌ها میزنیم
یا حسین در راه تو خون می‌دهیم
همچو تو بی‌کس به جنگ دشمنانت می‌رویم

شاعر: لیلا عبدی

 

  • دوشنبه, 13 سپتامبر 2021
  • 10:19 ب.ظ
  • شعر

 

یا حسین

دلم تنگ شده؛
برای حادثه های؛ آن روز گُهربار
دوست دارم دوباره آن
جملات زیبای شنیدی را بشنوم

آقای من، چگونه توصیفت کنم؟!
سَری که به تن نداشتی و
رقیه دِق کرد برای تو
سرش بر روی زانوی عمه گذاشت و
به خوابِ عمیقی رفت

دلم هوس کربلای تو را دارد
دلم نجوای تو را می خواهد
دلم پِر می کشد تا اوج آسمان
تا تو را از نزدیک زیارت کنم

بشینم ونگاه گُنبدت باشم
هزار بار هم ببینم کم ست
غمت تا درازا می کشد رقیه سه ساله را
زمین و آسمان ناله و شِیون می زدند

حسین همه عالَم دنیا هستی
حسینی بودن شور حسین ست

به قلم: زهرا حیدری

  • یکشنبه, 15 آگوست 2021
  • 6:24 ق.ظ
  • شعر

 

تب و تاب عاشقی

تاب مویش دم به دم از تو حکایت می‌کند

تا به سویش میرسم از تو شکایت می‌کند

در دلش هردم تورا، بارها صدایت می‌کند

اشک چشمش از دلش بارها روایت می‌کند

بی تو هرلحظه به سوی پنجره

هی تورا می‌بیند و بارها نگاهت می‌کند

شاعر: غریبه آشنا

 

آخرین نظرات
  • Zzz : 👌👌👌👏👏👏...
  • خورشید : عالی و بینظیر...
  • helia : جالب و خوب بود^^...
  • Masomeh : خیلی خوب بود:)...
  • Mahoor : عالی بود:) هرچی بگم کمه واقعا محشره...
  • L M : بله منتها حتما نام نویسنده (کیانا صفرازیی) رو هم بزنید....
  • Parmida fathi : واقعا قشنگ بود ^^...
  • دلیز : سلام، تشکر از نظراتتون...
  • رامونا : سلام، عالی بود؛ امکان کپی به همراه نام نویسنده هست؟...
  • Roza : خیلییی قشنگ بود جمله های دلچسبی رو کنار هم ایجاد کرده بودید*^* بخاطر انتشار داست...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده