انجمن رمان های عاشقانه

انجمن رمان های عاشقانه

| پنج شنبه ۱ مهر ۱۴۰۰ | ۰۰:۲۶
رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان
انجمن رمان ترکان

سودای عاشقی
ماه محرم، ماه عزاداری حسین بن علی(ع) از ره رسید. ماه ماتم، ماه گریه، ماه حسرت، ماه نوکری، ماه بی‌تابی، ماه سودای عاشقی حسین(ع) رسید.
جامه‌ی سیه بپوشید و علم یا بنی هاشم بر دست گیرید و بر بالای باب خانه پرچم یا لثارات الحسین نصب کنید.
خدا را شکر می‌گویم که امسال هم در هیئت برای محرم سینه زنی‌ می‌کنم.
خدایا شکرت که لیاقت دادی به من تا نوکری مجلس عزاداری حسین را کنم، اما ای کاش امسال دعوتم می‌کرد حسین به خانه‌اش، حرمش، سال‌ها در حسرت دیدار بین الحرمین بر سر می‌برم.
هنگامی که نوحه‌‌ گوش فرا می‌دهم اشک‌های من چون رودی طویل در مسیری بی‌انتها جاری می‌شوند.
یا حسین، گویند گریستن برای شما، لیاقت می‌خواهد.
شکر که اندکی این لیاقت را دارم.
مانند همه سال، همه جا عکس گنبد و حرمت، در تلویزیون پخش زنده‌ی حرمت دل من را بی‌تاب‌تر می‌کند. به خدا در آرزوی کربُبَلا من آخر جان می‌دهم، قسمتم کن حرمت.
ذکر هر روزم، لبیک یا حسین است و جسم من ایران، اما قلب و روحم به کربلا پرواز کرده‌اند.
ای کاش بال و پری داشتم تا به سوی بین الحرمین پرواز کنم، ای کاش…
دلم می‌خواهد اربعین با کاروان تا حرمت پای پیاده قدم بردارم و زیارت عاشورا بخوانم و یک دل سیر اشک بریزم.
یعنی یک روز می‌رسد که در صحن حرمت رو به گنبد بنشینم و با بغض لب بزنم: الحمدلله که زنده هستم و حرمت را دیدم.

به قلم: حانیه رمضان

 

پرنیان پاکنهاد

 

فصل تازه

حکایت نیست
باران نیست
تگرگی نیست
( هوا بس ناجوانمردانه طوفانی است )
و غوغایی درون شب ز چشمانم
همی گشتم ز دور شهر ایمانم
بیا باران بارانم
بیا من رعد برق آسای پنهانم
کنام شعر شیرانم
دماوندم
دمادم از تو می‌خوانم
خداوندِ جهانِ عشق پنهانم
مغیلانم
ز درد و ماتم و زاری دنیا خواندم و دستم گرفتی یار پنهانم
شبانگاهان ویرانم
صدایت می‌زنم در دل
صدایت می‌زنم در سر
کجایی ای شروع تازه‌ی قلبم
و مبهم باشد این دوری و رنجوری
تکاپو را ببین ای نازنین سرو بلند بالا
تو باشی آن گل شب‌بو
که شب تا سحر در خاطرم باشد
و من در خاطرت باشم
که آن خاطر ز خاطرخواهی‌ِ ما باشد انگاری
اگر بد بودم و طوفانی و رنجیده‌ای از من
ببخشا ای طلوع مهر پر معنا

#مهدی_زاد

  • دوشنبه, 22 فوریه 2021
  • 11:10 ب.ظ
  • شعر

 

منجیِ عالم

دل من دارد از غم ها شکایت؛
رُخ زردم دهد، از آن حکایت
وجود من غَمی جانکاه دارد
دلِ من زخم ها بسیار دارد
نَهادم می‌دهد؛ من را نَویدی…
نَوید شادی و عشق و امیدی
امید دیدنش دارد دلِ من
دلِ پر درد و رنج و خونی من
صَبا از چه نشستی، او نیامد
فلک را عادل و داور نیامد
عدالت گسترِ دنیای امروز
برای عاشقان، یاور نیامد
به صدها جمعه بودم منتظر من؛
ولی آن مُنجی عالم نیامد…

#زینب_محمدی

  • دوشنبه, 22 فوریه 2021
  • 11:04 ب.ظ
  • شعر

ذکرِ شبانه

خدایِ این جهانُ و آن جهان
خدایِ کهکشانِ بی‌نشان
خدایِ سبزه‌ها، گل‌ها، تگرگ
خدایِ این زمین و آدمان هفت‌رنگ
سر بر سجده‌ی تو من فرود آوردم
دست بر طالب حقم بشنو این حرفم
که ترک‌ها خورده‌ است بر کف دستانش
که چه رودان جَسته است از بر چشمانش
چو کوهان دماوند گویم پدرم
دریای محبت را بنامم مادرم
گر روزی بخواهد برود خار به پایش
گر بجوشد چشمه‌ی چشمانش
من بخواهم که بداری همه‌ را از آنم
که داده‌ای دو فرشته از برایم
پس شکر بگویم ای خدایم مهربانم.

#مریم_ترکان

آخرین نظرات
  • helia : جالب و خوب بود^^...
  • Masomeh : خیلی خوب بود:)...
  • Mahoor : عالی بود:) هرچی بگم کمه واقعا محشره...
  • L M : بله منتها حتما نام نویسنده (کیانا صفرازیی) رو هم بزنید....
  • Parmida fathi : واقعا قشنگ بود ^^...
  • دلیز : سلام، تشکر از نظراتتون...
  • رامونا : سلام، عالی بود؛ امکان کپی به همراه نام نویسنده هست؟...
  • Roza : خیلییی قشنگ بود جمله های دلچسبی رو کنار هم ایجاد کرده بودید*^* بخاطر انتشار داست...
  • DWp : عالی!...
  • Mim : لطفا اگر جلد دوم خانم پرستار و دارید برام بفرستید یا بگید از کجا میتونم پیداش کن...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ترکان,معصوم ترکان,دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده